محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
788
مخزن الأدوية ( ط . ج )
خرخدا و به شيرازى مهبك و پرپا و به عربى حمارقيان و به هندى سروالى نامند . ماهيت آن : حيوانى است به قدر باقلا خاكسترى رنگ زير شكم آن سفيد با پايهاى بسيار به قدر سوزنى و در زير خمهاى آب و جاهاى نمناك به هم مىرسد . طبيعت آن : در دويّم سرد و تر . افعال و خواص آن : تحنك بدان با عسل جهت خناق و سقوط لهات و به دستور طلاى آن با پر مرغى . * الاذن * قطور مطبوخ آن در پوست انار با روغن گل سرخ نيم گرم در گوش مسكن درد آن و رافع كرى قديم . * اعضاء النفس * چون در كوزه نو سفالى بسوزانند و با عسل مخلوط كرده روزى از يك اوقيه تا دواوقيه آن را بنوشند جهت عسر نفس مجرب دانستهاند . * اعضاء النفض * آشاميدن غير محرق آن با شراب رافع عسر البول و يرقان و قطور رطوبت آن در احليل رافع حرقة البول و به دستور گذاشتن فتيله آلوده بدان . * الحمى * بعضى تعليق آن را در پارچه كتان و امثال آن رافع حمى ربع دانستهاند . هدهد به ضم دو ها در ميان هر دو دال مهمله به فارسى مرغ سليمان نامند . ماهيت آن : مرغى است منقط به نقطههاى زرد و سياه و بر سر آن تاجى از پر . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : * اعضاء العين * اكتحال زهره و يا خون آن جهت بياض چشم . * اعضاء الغذاء و النفض * مهرّا پخته آن با شبت جهت تفتيح سدد و رفع پيچش و قولنج و تحليل خون منجمد در گرده و مثانه و دل آن را چون خشك نمايند و نرم سوده با طلا بياشامند تقويت باه نمايد . * الزينه * ضماد زهره و خون آن جهت بهق و سعفه و ضماد زهره آن در جاى تاريك تا سه روز بر صاحب لقوه مفيد . * اعضاء الرأس * بلع نمودن دل آن در حين گرمى ذبح يعنى گرماگرم باعث قوّت حافظه و به دستور سعوط دماغ آن با روغن كنجد تازه . * الخواص * تعليق چشم آن بر صاحب نيسان باعث عدم فراموشى هر چيز است كه ياد نمايند و به ياد آمدن فراموش شده و تقويت حافظه و بر صاحب جذام هر چند قديم باشد مؤثر و تعليق پر و زبان آن باعث جاه و دوستى با مردم و ظفر بر خصم و همچنين تعليق منقار زيرين آن و تعليق استخوان فك زيرين آن جهت بستن زبان بدگويان و دوستى دشمنان و تعليق هدهد مذبوح به تمامه بر در خانه باعث امان از سحر و چشم بد و ام الصبيان و تعليق استخوان آن جهت تب ربع و گذاشتن ناخن و پر آن در حرير زرد بسته در زير سر دو خصم جهت الفت ميان ايشان خصوصاً وقتى كه قمر در سنبله و نظر دوستى با زهره داشته باشد و نگاه داشتن آن با خود جهت نصرت بر خصم و بخور پر آن جهت زخمها و سحر و جنون و گريزاننده هوام و مورچه و كيك و بخور مغز آن در برج كبوتران باعث آن است كه هيچ موذى نزديك آن نگردد و خوردن گوشت آن جهت رفع سحر و كسى را كه بسته باشند و چون خون آن را خشك نمايند و با سوسن خلط كنند و يا به روغن كنجد تازه و بر مو بمالند سياه و مجعد گرداند و چون بلندترين پرى از پرهاى بال آن را در پوست بندند و بر ران راست تعليق نمايند در هنگام مجامعت تقويت بخشد . فصل الهاء مع الراء المهمله هربى به فتح ها و سكون راى مهمله و كسر باى موحده و يا لغت هندى است . ماهيت آن : صاحب خلاصة التجارب نوشته بيخ نوعى از محموده است و در جبال كشمير كثير الوجود و دو نوع مىباشد يكى مايل به سياهى و دويّم سفيد شكرى رنگ طولانى غير مخروطى به مقدار سه جدوار . طبيعت سياه آن : در چهارم گرم و خشك و از سموم قتاله . افعال و خواص آن : مقدار نيم نخود آن كشنده به اسهال مفرط و قى و سحج و سوزش و حرارت بواطن و تشنج يابس . تدبير آن تدبير بيش خورده است و مذكور شد و از جهت شدت قوّت حكماى هند اين را مستعمل ندارند و سفيد شكرى رنگ آن در آخر سيّم گرم و خشك و دانگى از آن كشنده است به عوارض مذكوره تدبير آن نيز به دستور و اين را در اكثر سموم مستعمل دارند و آنها را به قى و اسهال دفع مىكند و مقاومت با همه سموم مىنمايد و بالخاصيت همه را دفع مىكند و گفتهاند كه در هنگام برآوردن بيخ آن بايد كه صورت و دماغ را محافظت نمايند كه بخار آن بدانها نرسد و الا متورم مىگردد . هرطمان به ضم ها و سكون را و فتح طاى مهمله و ميم و الف و نون به عربى قرطمان نامند و گويند معرب هرتمان فارسى است . ماهيت آن : حبى است شبيه به جلبان كه خلر نامند و در ميان جو و گندم به هم مىرسد و بعضى خود جلبان دانستهاند و اشتباه است جهت آنكه هرطمان سرخ مايل به سياهى است و جلبان سياه مايل به غبرت و نبات هرطمان شبيه به گندم و ثمر آن در غلافى منقسم به دو صنف .